تبلیغات
دنیا یا آخرت - بیوگرافی من
 

 
بیوگرافی من
وقتی خداوند گفت باش من موجود شدم در حالی که در عدم بودم من واقعا نمیدانم قبلا چه بوده ام ولی خداوند گفت باش بعد از موجود شدن بودن که فهمیدم حضور هم نشانی از بودن است در صحنه ای که همه چیزش متعلق به آفریننده است در حالی که خیلی کوچک بودم در دنیای که خیلی بزرگ بود وارد شدم شبیه اینکه من هیچ بودم لیکن همه چیزهای که باید داشته باشم داشتم و همه دستگاه و جوارحم بی نقص بودند من باید شروع میکردم به ارتباط گرفتن پس در اولین ورود از این همه بزرگی شروع به گریه کردم و دیگران از حضور من خرسند شدند و خندیدند در حالیکه من ترسان بودم از اینکه خیلی کوچک بودم . و زندگی آغاز شد
و من وارد دنیا شدم و مرگ سراسیمه بدنبال من برای رفتن 

 

من باید می فهمیدم که چه را به این دنیا آمده ام و به کجا خواهم رفت این همه آدم برای چه بود این همه موجودات مختلف برای چه بود در صورتیکه فکر میکردم آیا من مهم هستم یا مورچه یا پلنگ یا کبوتر  و حضور من در این کل منظم برای چه بود آیا من فقط آمده ام که بروم یا آمده ام که باشم آیا من موجودی هستم که زنگیم قطع میشود و تمام میشود یا موجودی هستم که زندگی ا م پس از مردنم تازه شروع میشود آیا من خالق خودم را میشناختم یا خیر به هر سو که نگاه میکنم دست توانای پروردگارم را در کار میبینم . 
 

شروع کردم به پرسیدن . پرسیدن از این و اون که چه میشود چه خواهد شد چکار باید کرد برنامه چیست هدف کدام است و بالاخره به این نتیجه رسیدم که برنامه ها را کسی می تواند بدهد که من و ما را خلق کرده و یک کل واحد را خلق کرده بی نقص و ...

اما خداوند برای جسم ما کار نکرده بود به ما نفس ناطقه بود عقل داده بود روان داده بود و کلی نرم افزار دیگر که توانائی های ما را در برابر همه موجودات برتر کرده بود من به خود بالیدم من میتوانستم با دستهای کوچکم آهنی را ببرم سوراخ کنم آب کنم کوهها را بشکافم در اعماق دریا شنا کنم براحتی یک شیر را نابود کنم من توانا ترین موجود من داناترین اونها بودم من میتوانستم از جن سریعتر تخت سلیمان را بیاورم من میتوانستم برتر از فرشتگان به خدا نزدیک شوم من می توانستم با اهریمنان انسان و با دشمنان خدا راحت بجنگم حتی اگر 72نفر باشم و حتی یک نفر من یحیی بودم من حسین بودم و...

و اگر نرم افزارمان با ویروس شیطانی آغشته شود این توانائیها ی شدن به سمت خرابی می رود .

::
:: مرتبط با: بیوگرافی من ,
نویسنده : علی قربان
تاریخ : چهارشنبه 28 فروردین 1387
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.